چرا باید از حرف مردم فرار کنی
چرا باید بترسی
اصلا از چی میترسی
از این که همه بفهمن تو////
به هیچ کی هیچ ربطی نداره
به خودم مربوط چرا میخواین بهم کمک کنین من کمک نمیخوام
کمک کردنت بدتر م میکنه
خراب تر میشم
داغون تر میشم
سر درد شدید گوش دادن به یه آهنگ کلاسیک از ریچارد کلایدرمن
ارومم میکنه پیش به سوی آرامش و...... (چند تا نقطه)
امروز یکی بهم گفت : (این قدر خلق الله غلط بیجا میکنن که غلط تووش گم)
دستام ؟ داره میره
کجا؟؟؟
بیشتر تو نت باشم زر زیادی میزنم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:18 بعد از ظهر توسط مهسا
گاهی وقتا اینقدر میترسی که از خودت بدت میاد
۱ از در و دیوار اتاقت میترسی
۲ از دست زدن به سازت
۳ از خندیدن از گریه کردن
۴ از فکر کردن به غلطایی که کردی و خواهی کرد و ...
۵ از نگاه کردن تو چشم .....
۶ از نازی .................
۷ از تماشای فیلم
۸ از کتاب خوندن
۹ از اس ام اس دادن
۱۰ از دستای هرزه خودت که بی هوا جنون میگیرتشون
۱۱ از .............
۱۲ خداجون تو دیگه منو از عذاب جهنم و اون دنیا نترسون باشه
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:58 بعد از ظهر توسط مهسا
ـــ-مامان بابام دارن میرن مسافرت
تا یه ماه هم نمیان
ـــ یکی بهم گفت خوبه تا نیستن حال کن
ــــ یه عالمه کار رو سرم تلنبار شد
ـــ داشتم تکنیک اسکراچ برد انجام میدادم دستم برید
ـــ فردا باید ۵۰ تا اتود بزنم
ــــ بیخیالللللللللللللللللللللل
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:59 بعد از ظهر توسط مهسا
کلی کار مزخرف ریخته رو سرم
مامان بابام یه ماهی میرن مسافرت نیستن
فردا امتحان دارم ولی افکار م معلوم نیس کجا بال بال میزنه؟؟؟؟. دوست دارم
سعی میکنم خودم و کنترل کنم و رو ... نمرکز نکنم
آرامش میخوام
حوصله درس ندارم
فردا باید تکنیک قلم فلزی کار کنم نمیخوام طراحی کنم
اههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
مرده شور/// و .... رو ببرن
بای
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:31 بعد از ظهر توسط مهسا
از این نباید ها متنفرم .بدم میاد .دل خوسی ندارم . داغونم میکنه
پس چاره ای نیست باید باید باید
نمیتونم
کاش ادما هم عین تلویزیون یه کنترل داشتن که هر وقت
میخواستن غلط زیادی کنن خاموش میشدن
[ ]
+ نوشته شده در ساعت6:37 بعد از ظهر توسط مهسا
خوب بود
ولی بدجور خسم
الانم اومدم خونه کارای صفحه آراییی وشعر سهراب سپهری
جالب اینه الان باید تا صبح کار کنم بعدش فردا ۲ ساعت برم مدرسه
جون من انصافه؟///؟
بدرود تا های
[ ]
+ نوشته شده در ساعت5:48 بعد از ظهر توسط مهسا
بازم خط در گرافیک
۲۰ تا اتود رنگی با ۲۰ اتود صفحه آرایی
کجاییییییییییییی خاله به دادم برسییییییییییییی
خواهر زادتو کچل کردن
با این تکلیفاشون
[ ]
+ نوشته شده در ساعت11:53 قبل از ظهر توسط مهسا
امروز با دوستم سپیده رفتیم تمرین دونوازی من گیتار اون ویلن
راستش حس خوبی داشت ارامش زیاد
مخصوصا آهنگ سیمین برین جمشید شیبانی
یکی دیگه بچه ها هم اومد اونم گیتار میزد
۳ ساعتی کار کردیم خوب بود
دویت داشتم دوست داشتم دوست داشتممممممممممممممممم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:32 بعد از ظهر توسط مهسا
۸ ساعت /ارم زدم آخرش ۴ تاش تایید شد![]()
ولی با حال بود
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:48 بعد از ظهر توسط مهسا
تا من بخونم
وی خودم جدیدا دیر دیر اپ میکنم
؟خوب چون گرفتارم
![]()
ولی اخر هفته ها گاهی اپ میکنم
اخه دیگه چیز خواستی واسم جذابیت نداره که بخوام
بیام تو وبلاگ ازش بنویسم
ولی سعی میکنم
یه چیز پیدا کنم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت11:54 قبل از ظهر توسط مهسا




